Sunday, December 30, 2007

نميدونم چرا انقدر كِرم عكس گرفتن از غروب و طلوع آفتاب دارم؛
همون كرم سياه پشمالو، قراره پروانه بشه؛

كرم سياه پشمالو



Monday, November 26, 2007






یه بعد از ظهر پاییزی, با سایه روشن های وسوسه کننده برای عکاسی؛ نه اینکه خودمو عکاس بدونم اما بعید میدونم این نور کسی رو وسوسه نکنه؛
این شهر رو کلاغ ها بدون خون ریزی گرفتن, نمیدونم کلاغ زیادی چه ضرری داره؛

Tuesday, July 10, 2007

آرامش قبل از طوفان؛ فلوگرویل؛ تگزاس

Monday, December 18, 2006

طلوع آفتاب؛ کوهرنگ, چهارمحال و بختیاری؛

دقت!؛
جلسه آموزش حفظ الصحه شخصی به کودکان- قریه سیاه چشمان-نیمروز

Friday, December 15, 2006

عکس گرفتن از این جهت سخته که خودم رو سرزنش می‌کنم که از جذابیت فقرشون دارم عکس می‌گیرم و این فقر که داره اون‌ها رو نابود می‌کنه برای من زیباست...؛

همیشه عکس گرفتن از آدم‌ها برام یکی از سخت‌ترین کارهاس، این عکس‌ها رو وقتی برای بازدید از یکی از جلسات آموزش بهداشت رفته بودم گرفتم، فکر می کنم کاملا معلومه چقدر سریع و ناشیانه و با شرمندگی گرفته شده....؛

Monday, November 13, 2006

Alice in Wonderland!

Sunday, September 03, 2006

یک قلعه قدیمی در شهر استرادفورد، این قلعه مال یک کلکسیونر دیوونه است که بعدا در موردش توی وبلاگم می‌نویسم
آدم اصلا فرق کلیسا و دانشگاه و کتابخونه و خونه و هیچی رو نمی‌فهمه تو این شهر
یکی از کوچه‌ پس کوچه‌های شهر آکسفورد
http://www.webgozar.com/manage/admin.aspx